سلام
راستش وقتی وبلاگ شما را دیدم آنقدر خوشحال شده ام که نمی دونم الان از کجا براتون شروع کنم .
من سیدم و الان 23 سال دارم و تقریباً ده سالی هست که تمام حرفهای شما مثل عقده توی دلم پرسه می زد و چه جریانهایی که باهاشون نداشتم .
وقتی وبلاگتون دیدم از وجود یه وبلاگ همدرد اشک توی چشمام جمع شده بود وقتی برای شام از طبقه پائین صدام کردند رفتم پائین انگار آدمی نبودم که یه ساعت پیش آمده بودم بالا توی همین چند دقیقه احساس کردم بخش زیادی ازخوردی اعصابم و دلتنگی هام از بین رفت راستش نمی دونم چه طوری از شما تشکر کنم
دعا می کنم خدا به عزمتون اخلاص بدهد و کارتان را واقعاً در راه تبری از دشمن ائمه[ سلام ا... علیهم ] به دور از دیدن خود و فقط برای شادی اهل بیت انجام دهید و از مادر سادات فاطمه زهرا [سلام ا... علیها ] می خواهم نظر لطفی به شما بیندازند .
خوب یه مطلب مهمی توی وبلاگ جاش خالیه و آن بررسی دشمنی عمر لعن الله علیه و داشتن نقشه های حساب شده برای غصب خلافت و به طور خاص تر دلیل اینکه چرا متعه را حرام کرد . من پدرم دکترای تاریخ دارند ودر این گرایش به صورت مجزا کار کرده اند اگر خواستید به آدرس زیر
s_javad_1385@yahoo.com
برای تبادل نظر بیشتر تماس بگیرید.
فقط من این موضوع مهم و نایاب را برای شما می نویسم که اگر دوست داشتید به وبلاگ اضافه کنید .
حتماً می دانید که برائت از دشمنان اهل بیت [ع] طبق روایات ما بر شیعیان واجب و لازمه قبولی محبت و ولایتشان است تا جائی که در احادیث داریم که ولایت چهارده معصوم جان دین است و جان ولایت دشمنی با دشمنان اهل بیت است که وجود محبت واقعی را در شما اثبات می کند زیرا امکان ندارد شما کسی را با تمام وجود دوست داشته باشی و آنرا مبرا از اشتباه بدانی و در عین حال دشمنش را هم دوست داشته باشی . در زیارت عاشورا که به گفته بیشتر اهل علم حدیث قدسی است اول می گوئیم اللهم العن الاول الظالم .... و سپس می گوئیم السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی.... و در فرا ضی دیگر یزید را که قاتل امام حسین[ع] است و در زیارت عاشورا قاعدتا بایستی بیشتر مورد لعن باشد به عنوان والعن یزید خامسا ذکر می کند و چون مسائل ریشه ای دیده می شود می گوید اللهم خص انت اول ظالم بالعن منی وابدا به اولا ثم الثانی و... والعن یزید خامسا . در حدیثی داریم که از امام صادق [ع] پرسیدند که عاشورا در چه روزی واقع شد و امام با اینکه تمام علوم را در سینه دارد با تردید فرمودند یا دوشنبه یا جمعه یعنی اگر به واقعه عاشورا می نگری خوب روز جمعه بود
ولی اگر به ریشه عاشورا می نگری روز دوشنبه بود که عمر و ابوبکر در سقیفه حق امیرالمومنین را غصب کردند . و احادیث در این مبحث زیاد است که واقعا جایشان در وبلاگ خالی است بعلاوه اینکه بایستی از این استقبال در جهت شناخت بیشتر اهل بیت به عزیزان نیز بهره برداری شود اما مطلب اصلی که می خواستم بنویسم .
می دانید که بعد از پیامبراکرم [ص] وقتی عمر بر تخت خلافت به ناحق تکیه زد تمام مسلمانان را از تدبر در قرآن منع کرد و گفت فقط حق خواندن آنرا دارید و نمی خواست ذره ای محبت اهل بیت در وجود مردم باشد
از طرفی پیامبر اکرم [ص] فرموده بودند هر بچه ای که حلال زاده باشد محبت مولا امیر المومنین در
وجودش هست و مسلمانان آن دوران تا جائی به فرموده پیامبر ایمان داشتندکه بچه هایشان رادر بغل گرفته و سر راه مولا می ایستادند و به بچه می گفتند آیا این آقا را دوست داری اگر می گفت آری خداوند را به جهت داشتن فرزندی طاهر شکر می کردند اما اگر می گفت نه آنرا به زنانشان می دادند و می گفتند مال خودتان باشد .
عمر که لعنت خداوند بر اوباد وقتی روی کار آمد دوچیز را حرام نمود :
اول طواف نساء را از اعمال حج برداشت [ با اینکه اصلا در جایگاهی نبود که به اسلام دخل و تصرف کند ] و طبق اسلام ناب محمدی و گفته پیامبر هر مردی که بدون طواف نساء از احرام خارج شود زنش تا ابد برای او حرام می گردد. در حالی که هر سال میلیونها سنی بدون این طواف از حج خارج می شوند و بر اثر این کار باعث شد که حرام زاده زیاد شود .
و دوم هم که خود بهتر می دانید سنت دوست داشتنی متعه بود که مولا در مورد آن فرمایش را فرموده اند و هدف آن ملعون زیاد شدن حرام زاده و زدودن محبت مولا از دلها بود
که ابن شهر اشوب در کتاب فضائل از طریق عامه از ابن عباس نقل کرده است که گفت :
به پیغمبر اکرم [ص] عرض کردم آیا گذشتن از آتش برگه عبور و گذرنامه لازم دارد
فرمودند : بلی سوال کردم آن چیست؟
فرمودند : محبت و دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام جان عالمی به قربانت یا امیرالمومنین
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود ...





